|
چهار شنبه 28 آبان 1393برچسب:, :: 13:56 :: نويسنده : marjan
دست و دلم می لرزد....صورتم مثل برگهایت رنگ پریده شده دل نگران آغازهای مشکوکت هستم و پایان های مرددت آغازی که همیشه با صدای قدم هایت غافلگیرم می کند و پایانی که رو به رویم برف می بارد و پشت سرم برگ می ریزد خاطرات زیادی با هم ساختیم .از روزهای شاد مدرسه بگیر تا روزهای عاشقی که زیر برگ ریزانت می نشستم و انتظار باد را می کشیدم تا من و برگ های خشک را رها کنداز وابستگی به زمین چقدر هم یادگاری نوشتیم روی شیشه های خیس از بارانت نگرانم... دستانم سرد است اما دلم گرم به خاطره هایمان می خواهم به استقبالت بیایم پنجره را باز می کنم ودلم را قرص به اینکه باز هم چشم در چشم تو روز های کوتاه و شب های بلند را قصه می کنم نم نمی از باران روی صورتم می ریزد و نسیم خشکت نوازشم می کند پاییز جان باز هم آمدی آرام و دلنشین مثل دوست های روز اول مهر... منبع :radiohaft.com ![]()
![]() |